![]() |
![]() |
|
|
پسرها هر چقدرهم عاشق یه نفر باشند، باز هم این قابلیت را دارند تا از بودن با بقیه دختر ها هم لذت ببرند.
پ.ن : یعنی خدا چی ساخته ها !!!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 21:48 توسط گیلاس |
|
|
با همه شخصیت های کتاب ها و فیلم ها همزاد پنداری میکنم در عین حال خودم را از همه آدم های اطرافم متفاوت می دانم !
پ.ن : احساس آدمی رو دارم که خربزه و قرص آنتی هیستامین رو با هم می خوره ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 21:13 توسط گیلاس |
|
|
نمی دونم بی شعوری کارگردان ها زیاد شده یا من مثل دختر ترشیده ها شدم که هی از همه چی ایراد می گیرم !! یه سریال دیگه!! مرد در حال خواندن لیست خرید : + این دیگه چیه؟ تخمک ؟! - نه آقا جون ، یخمک !! پ.ن : استغفر الله ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 11:29 توسط گیلاس |
|
|
اگه بهتون می گفتن می تونید یه نقطه زمانی در گذشته را انتخاب کنید و دوباره به اون برگردید تا آینده رو از اونجا به بعد تغییر بدید، گجا رو انتخاب می کردید ؟ پ.ن : بعنی می شه یه روزی اونقدر بزرگ شیم که به کارا و فکرای الآنمون بخندیم ؟!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 0:35 توسط گیلاس |
|
|
سریال روز حسرت- تلویزیون جمهموری اسلامی ایران مکالمه تلفنی زوجین : مرد: پس کجایی ؟ قول داده بودی بیای قورمه سبزی برام درست کنی زن : تو راهم الآن می رسم، اونم برات درست می کنم مرد : آخه جا نمی افته سکوت .. مرد : منظورم قورمه سبزی بود
پ.ن : پیش بینی می شه سال دیگه تلویزیون در برنامه فیلم های سینمایی عید، "eyes wide shot" را نشون بده !! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 14:7 توسط گیلاس |
|
|
بستنی + شربت آبلیمو + بستنی + چایی شیرین + کیک خامه ای + ۴ تا شلیل + بستنی + شکلات ۹۹٪ + بستنی + شکلات داغ
پ.ن : اگر یک بطری اسمیرونوف و یک پاکت وینستون هم به لیست بالا اضافه می شد، باز هم چشمم آب نمی خورد باعث بشه این واقعیت رو که من باید ۳ واحد کانتینیوم با دکتر فریبرز پاس کنم رو حتی برای یک ثانیه فراموش کنم !! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 19:37 توسط گیلاس |
|
|
بدترین حس اینه که درست وقتی تعداد دوستانت به تعداد موهای سرت رسیده و حداقل به تعداد انگشتان دستت دوستان صمیمی داری، بیشتر از هر زمانی احساس تنهایی کنی ... پ.ن : یه روز گفتم هر چقدر هم از یه عده بدم بیاد اونا رو از freind list ام پاک نمی کنم چون اون ها یه روزی دوست من بوده اند، اما امروز به این نتیجه رسیدم بهتره آدم دوستی با بعضی از افراد رو انکار کنه. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 16:39 توسط گیلاس |
|
|
هنوز برام همونی، همون نفس تو سینم بگو تو بهترینی یا من عاشق ترینم پ.ن : هیچکدوم عزیزم، تو یه ... هستی !! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 22:43 توسط گیلاس |
|
|
گفتی : تبریک می گم، بالاخره خانوم مهندس شدی یا آقای مهندس ؟ بغض گلوم رو گرفت و سرمو انداختم پایین، تو گفتی : مرد که گریه نمی کنه. بغضم ترکید، سرم بالا آوردی، توی چشام نگاه کردی و کفتی : تو از هر دختری که تا حالا دیدم، دخترتری ... پ.ن : اولین آرزوم از دفتر آرزوهام برآورده شد، از همه دوستانی در جلسه دفاع شرکت کردند، و اونایی که زنگ زدن و تبریک گفتن و از همه مهمتر استاد محترم !! که به من ۲۰ داد و عیش من را تکمیل کرد ، کلی کلی ممنون :-* راستی راستی من مهندس شدما !!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 16:19 توسط گیلاس |
|
|
بزرگترین اشتباه اینه که فکر کنیم که فقط خودمونیم که خاطرات گذشته رو یادمون مونده ... پ.ن : هی هی ، پیر شدیما، ۴ سال مثل برق و باد ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 21:15 توسط گیلاس |
|
|
وقتی یکی می زنه پای چشمت رو کبود می کنه همه می گن : خدا لعنتش کنه، الهی دستش بشکنه ... اما وقتی یه نفر غرورت رو می شکنه، هیچکس ازت دفاع که نمی کنه هیچ، دو تام اگه بتونه تو سرت می زنه !! پ.ن : بغض بزرگترین اعتراضه، اما وقتی بشکنه دیگه اعتراض نیست، میشه التماس ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 14:29 توسط گیلاس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
حرف زدن، بزرگترین قاتل انسان است ! برای همین مینیمال می نویسم تا کمتر حرف یزنم ! |
|
RSS
|