![]() |
![]() |
|
|
ندا فاحشه نبود، فاحشه کسی است که یادش رفته انسان است فاحشه کسی است که وقیحانه دروغ می گوید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 15:54 توسط گیلاس |
|
|
همه می شناسنت، بهت احترام میذارند، حتی بعضی ها بهت زنگ میزنن و می گن که از وقتی دیگه زیاد دانشگاه نمیری دلشون برات تنگ شده .... صبح همه دیدنت، همه درباره مانتوت نظر دادن، حتی بعضیا ازت پرسیدن از کجا خریدیش و ... ظهر همه میرن و عکس می گیرن، همه اونایی که از صبح دیدنت، همه اونایی که دوست دارن و دلشون برات تنگ می شه، ولی هیچ کس تمی فهمه که تو اونجا نیستی، شاید هم می فهمن ولی ... فردا عکس رو می بینی ، یه عکس به بزرگی دانشکده مکانیک! جایی که ۵ سال عمرت توش گذشت و دوستات .... پ.ن : گاهی فکر می کنم وقتی برم، دلم برای هیچ کس تنگ نمی شه ...... |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:35 توسط گیلاس |
|
|
- چرا خیلی وقت که وبلاگت رو آپ نکردی ؟ + خیلی سرم شلوغه دارم یه ISI paper می نویسم . - ای ول ! پس دیگه برای دکتری از هز جا بخوای می تونی پذیرش بگیری! موضوعش چیه ؟ + ارتباط عمل بینی اینجانب با ارتقا سطح ادب هم دانشگاهیان عزیز !
پ.ن : خطاب به ویزای گرامی : " آمدی جانم به قربانت، ولی حالا چرا ؟" |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 20:32 توسط گیلاس |
|
|
حق با تو بود، هر چیزی با تکرار جذابیت خودش رو از دست می ده، حتی تو ! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 18:51 توسط گیلاس |
|
|
کتاب "پخمه" اثر "عزیز نسین" اولین کتابی بود که خوندنش برام زجر آور بود.
دومین بار کتاب "عقاید یک دلقک" توشته "هانریش بل" بود که خوندن هر خطش پتکی بر سرم بود. و وجه اشتراک این دو چیزی نبود جز "حقیقت تلخ زندگی". پ.ن : اگر فقط قدری از غیرت مردم کرد را داشتیم .... توضیح : پی نوشت هیچ ربطی به پست ندارد !!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 22:36 توسط گیلاس |
|
|
نوروز مثل شنبه است، هر جمعه به شنبه فکر می کنیم، تمام تصمیم های مهم را به شنبه واگذار می کنیم و ... و تمام این ها برای این است که شنبه یک آغاز است ! پ.ن : می خوام سال جدید آدم شم،کسی می دونی آدم چیه ؟!!!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 11:2 توسط گیلاس |
|
|
ای کاش می فهمیدی که تو خوشحال باشی یا ناراحت، زمین با یک سرعت می چرخد !! پ.ن : اصلا زمین می چرخد ؟!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 1:1 توسط گیلاس |
|
|
ای کاش این استاد محترم که لیسانس رو از بهترین دانشگاه کشور و دکتری رو از یکی از بهترین دانشگاه های اونور گرفته و بیست سال داره توی بهترین دانشگاه کشور ( پپسی به افتخار خودم!!) محاسبات عددی پیشرفته درس میده، عقلش می رسید که انقدر این مثال های جزوه اش را با عدد ۱.۳ ننویسه ! یا اگه نوشت حداقل در کلاس واو با فتحه تلفط کند !! پ.ن : گویا تا وقتی توی این خراب شده هستم، خاطرات گذشته هم بیخ ریشم هستند ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 20:39 توسط گیلاس |
|
|
از قدیم گفتن : جوان اگر س ی اس ی نباشد دل ندارد پیر اگر س ی ا س ی باشد عقل ندارد پ.ن : و من صرفا به همین دلیل درباره این که دانشگاه ما دیروز به قبرستان تبدیل شد حرفی نمی زنم ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 1:57 توسط گیلاس |
|
|
ریشه تمام اتفاقات خودمان هستیم. ای کاش می توانستم این ریشه را قطع کنم ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 1:26 توسط گیلاس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
حرف زدن، بزرگترین قاتل انسان است ! برای همین مینیمال می نویسم تا کمتر حرف یزنم ! |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
|
RSS
|